نامهاي تاريخي ميراث بشريت.خليج فارس بحر فارسی دریای پارس لا الخلیج العربی عنصریه و مزور تزویر للحقایق تاریخیه

تصويری از ناساPersian Gulf

Persian Gulf

SAUDI-US RELATIONS

 

 

    Photo courtesy of NASA

   Persian Gulf
  

The Persian Gulf June 1991 Vast quantities of oil lie beneath the Persian Gulf and the surrounding land captured in this synoptic, northwest-looking photograph. The Zagros Mountains of western Iran (northeastern portion of photograph) were created by the subduction of the Saudi Arabian plate by the Eurasian plate. The force of this plate collision caused the limestone rocks to buckle up into high folds (anticlines)that are separated by downwarps or valleys (synclines). The unique landscape of long parallel lines of hogback ridges and deep valleys has been further shaped by erosion. Little agriculture occurs in this part of the Zagros Mountains; people graze sheep and goats in the alpine meadows during the summer and return to the sheltered valleys during the winter. The mountainous peninsula that juts northward into the Strait of Hormuz is Oman. The countries of Oman, United Arab Emirates, Saudi Arabia, and Qatar are visible along the western shore of the Persian Gulf. Qeshm is the large island south of Iran. The dark area near the northern end of the Persian Gulf (near the horizon) is the smoke pall from oil well fires ignited in Kuwait in February 1991.

 

نویسنده : عجم : ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

معرفی سايت

 

آبهای گرم خليج فارس    

المياه الحاره للخليج الفارسی   

   به  بازرگانی ايرانی  گفته اند كه بسته های ميگوی تو به شرطي به بازاردبي راه پيدا مي كند كه اسم خليج فارس از روي بسته ها حذف كنی.اما او پاي ضررش ايستاد و نپذيرفت، به قيمت نابودي 30 تن ميگو كه همه چيزش بود... براي تو، ايران!
از اين آدم ها زيادند، اما ديده نمي شوند.
ظاهرا پيش چشم  ما نجابت كمتر ديده مي شود، اما باطنا زياد وجود دارد.
در اين دنيا غم كم نيست،  اما عقل هم هست.
در فهم بعضي چيزها عقل كافي نيست، ضربان قلب گواهي مي دهد.
شرافت نمرده، چون آدم ها زنده اند.
خطرهاي متفاوتي فداکاران  را تهديد مي كند و او خسته است، اما وا نمي  دهد وجا نمي زند. مسير دشواري را كه پيموده بود به اميد صعود به يك قله بود كه بعد از آن سرازيري آغاز شود ولي وقتي رسيد ديد كه بايد يا خودش را، يا دلش را، يا وطنش را به يك سرازيري بيندازد وخم به ابرو نياورد. صداي او با نفسي بريده و توشه اي كم و اخطاريه هاي بانك و توده منجمد داخل فريزر به گوش ما رسيد. او يك ايراني بود.
ز.ن اسم يكي از خوانندگاني است كه به روزنامه زنگ زدند و خواستند اعتراض كنند كه اسم تازه خلق شدهخليج عربی به غفلت روي جايي بس نابجا( روزنامه همشهری) قرار گرفته و حالشان را بد مي كند. او زندگي خود را وقف تلاش در يك گوشه نقشه ايران كرده كه اسمش را در كتاب هاي جغرافي مدرسه خوانده ايد. يك انتها از ايران سرخس نام دارد و انتهاي ديگر، در مجاور درياي عمان گواتر يا گوادر ناميده مي شود كه هم اسم يك غده تنظيم كننده سوخت و ساز بدن است و در موقعيتي عالي براي تنظيم سوخت و ساز جهان.
او يك طرح توجيهي براي جمع بندي نتايج فكرها و تحقيقاتش تهيه كرد، ظاهرا. درست به خلاف هشتگرد يا اراك يا خيلي شهرهاي مشابه ديگر، كمتر كسي حاضر است كه به ته يك كشور با مساحت 1648195 كيلومتر مربعي برود و پولش را با خودش ببرد و آسايشش را جا بگذارد تا كارخانه بسازد و براي مردم محروم رونق اقتصادي ايجاد كند. او مي دانست كه دولت قول مي دهد، عمل هم مي كند، وعده اش دير يا زود دارد ولي سوخت و ساز ندارد، اما آتش زمان، واقعيتي است كه بوروكراسي دولتي بر آن مي دمد و مي دانست كه هر قدر از مركز دورتر، جان سرمايه گذار سوخته تر مي شود تا بتواند يك كارشناس را به محل اجراي طرح ببرد و برگرداند و امضاها را تهيه كند و كار را با صد دلواپسي به دست ديگران بسپارد تا يك مهر پاي يك برگه جا بگيرد و يك دبيرخانه نامه را ثبت كند و...
او يك موجود استثنايي نيست. او از فرسودگي كه از رفتن به ته كشور و برگشتن به مركز كشور عايد روح و جان و تن آدم مي شود، خبر دارد و مي داند كه در ازاي اين فرسودگي هاست كه امكاناتي از سوي دولت به سرمايه گذار داده مي شود تا براي مردم، توسط مردم كاري انجام شود.
اين محاسبه را خيلي ها مي كنند و در نهايت به اين نتيجه مي رسند كه جان عزيزتر از مال است. او زحمت مي كشد تا حمايت شود و به تناسب زحمت هايش به مردم فايده برساند و خود هم فايده ببرد. دو تا حوضچه پرورش ميگو نتيجه سالها تلاش و آمد و رفت و چك و چانه و داد و ستد و فرياد و قال و شنيدن و گفتن و دويدن و نفس بريدن اين آدم بود و البته، توليد هر چيز وقتي معقول است كه بتوان بازار مناسبي براي آن پيدا كرد. در ايران نه تنها خاويار ، ميگو، ماهي و تخم مرغ مصرف نمي شود، بلكه حتي بسياري از مردم چندان آگاه از اهميت حضور شير خوراكي! در رژيم غذايي شان نيستند بنابراين روي بازار پولدارهاي داخلي نمي شود حساب كرد، چرا كه صد البته مي دانيد ميگو خوراكي نسبتا گراني است كه جزو ضروريات سفره هاي متمولين هم محسوب نمي شود و شايد چيزهاي از آن گرانتر را هم بخرند اما ميگو جزو غذاهاي ضروري هيچ ميهماني رسمي يا غير رسمي نيست. ..... و بهترين جوانان ما را از دستمان بگيرد ، چنين اداره اي را دارند. يعني تعيين سلامت محصولي كه قرار است به بازار خوراكي دبي وارد شود. اما قبل از اين اداره خاص، آن كشورهاي اتفاقا عام! يك بررسي ديگر هم دارند كه ظاهر مستحضر به يك آئين نامه دولتي است و ورود هر كالايي با يك اسم خاص را ممنوع اعلام مي كند. ... اسمي مثل خليج فارس.
بازرگان ايرانی مي توانست آن اسم را حذف كند و از ياد ببرد كه چه دسته گل هايي الان زير خاك و درون دل مردم كشور خفته اند. او مي توانست بگويد كه دارد طبق قانون كشورخريدار جنسش رفتار مي كند و 150 ميليون تومان پولش را كه الان در يك سردخانه در بندرعباس افتاده به راحتي نقد كند و سرمايه اي براي ادامه كار بسازد. او مي توانست كل جنس را فله اي به آدم هايي بفروشد كه حاضر بودند زحمت تعويض بسته بندي ميگوها را به تنهايي به عهده بگيرند و بعد با سود بيشتر و احتمالا با چاپ عكس جك و رز از فيلم تايتانيك روي جعبه ميگوها آنها را به آن بازار پر رونق كم عمق بفروشند. ...... اما او مي دانست كه در زندگي هر فرد لحظه هايي وجود دارد كه اشتباه عمل كردن، تمام آينده آدم را مثل خوره، در انزوا مي تراشد و مي خورد وتعويض بسته بندي ها و حذف اسم خليج فارس Persian gulf از روي آن بسته ها دقيقا به معناي پذيرفتن آن درد تا ابد است. رسم است كه وجود اين دردها را به كسي ابراز نمي كنند. اما واگويي آنها هشداري براي عاشق هايي است كه بي فرو غلتيدن هر تعصب كور، خاكشان را دوست دارند و اسم آن را محترم مي شمارند. حتي اگر 30 تن ميگوي باقيمانده باز هم به جبر، به خوراك براي ماهي هاي پرورشي تبديل شوند؛ ضرر مسلم.
روح الله زيربار نرفته. صدايش را كه مي شنيدي كيف مي كردي. يك بازرگان معمولي كه سرش را بالا گرفته و بي اعتنا به زخم ها از ايران مي  گويد و از خليج فارس. همتاي اين هموطن بسيارند. آنها كه براي اين خاك خدايي جان دادند و ... مي دهند.

 

مورخ ۱۱/۷/۱۳۸۳

در اعتراض به اقدام ابلهانه روزنامه همشهری در چاپ يک نقشه با نام جعلی در مهر ۸۳  هموطنان اعتراضات زيادی نمودند که فوق يک نمونه است

نویسنده : عجم : ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ آبان ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم